الذین یومنون بالغیب

خلاصه ي تفسير سوره ي بقره آيات ابتدايي از 1-5 در بيست جلسه ي اول تفسير اين سوره توسط استاد آيت الله جوادي آملي دامت بركاته مي شنويم:

كساني كه به دين خدا ايمان مي آورند از طريق پيامبران و ايمان ابتدايي ابتدائاً ايمان به پيامبري خود اون پيامبر است كه قدم هاي بعدي در تكامل ايمانشان را بر مي دارند. انسان ابتدا عقل خود را در ميابد و سپس در تنهايي هاي خود براي اين عالم خالقي را ميابد و بعد به دنبال حجت مي گردد و سخن هر كسي را كه خود را فرستاده ي خدا بداند گوش فرا مي دهد و سپس در بين پيامبران (چه فرستدگان و رسل واقعي و چه دروغين ها به براهين آنها گوش مي دهد و براحتي از پس سنجش اينكه كدام جهان بيني به فطرتش مي خورد در ميابد كه پيامبران الهي حرفي وحدت زا مي زنند و از آنجا به بعد در تمامي فروع راه را ميابد.
ايمان به غيب را از ايمان به خدا در ميابد. زيرا هيچ پيامبري نيست كه فرمان اينكه تو پيامبري را از خدا به صورت وحي نگرفته باشد. پس از ايمان به خدا ايمان به وحي و ايمان به پيامبر را دارا مي شود. سپس ما مسلمانان ايمان به قرآن و اينكه اين قرآن بدون هيچ قصوري از جانب خدا بوسيله ي فرشته ي وحي بر قلب پيامبر فرود آمده مي رسد.ايمان به روز حساب و معاد و قيامت را نيز از اينكه هم سخن پيامبر است و هم اينكه ايمان هاي قبلي همگي، و عقل و حساب و كتاب ناقص دنيا او را به ياد حساب و كتاب دقيقي مي اندازد كه اگر نباشد خارج از عدل است. 
در انتهاي سوره ي بقره آيه 285 كه قرائت آن بعد از نماز نافله ي عشاء تا صبح ثواب عبادت را نصيبمان مي كند نيز مي خوانيم كه : آمن الرسول بما انزل اليه ... كه در آيه 2 به صورت في الجمله و خلاصه و در اين آيه به تفصيل و بالجمله آمده و جزئيات ايمان را براي مسلمانان تشريح كرده.

/ 1 نظر / 12 بازدید
جاهد

وقتی برای اوّلين بار با تو احساس نزديکی کردم٬ حالت خاصی به من دست داد؛ انگار دوستت داشتم! يا چيز مبهمی بين دوست‌داشتن و ايمان و ترديد و همه‌‌ی کتاب‌های فلسفه‌ای که خوانده‌بودم...! وقتی بعد از آن‌همه ماجرا ديدمت که آمده‌بودی مثلاً چيزهايی را برگردانی که به دردم مي‌خوردند٬ فهميدم خيلی چيزها را ديگر با خودت نداری؛ و نمي‌دانم کدام گوشه‌ای آن‌ها را گم و گور کرده‌بودی! آفرين دختر! تو معرکه‌ای! هرچه صفتِ خوب در خود داشتی را در «زباله‌دان آدمک‌های خوش‌خيال»٬ به کرم‌ها بخشيدی!!! خُب٬ اشکالی ندارد! فقط مي‌ماند يک تبريک بابت اين کار بزرگی که کردی٬ که آن هم طلب تو از من بماند٬ تا شايد روزی در جايی ديدمت و ادايش کردم!!!